مرد اگر هست به جز عالم رباني نيست

عارف واصل و فقيه صمداني مرحوم سید علی آقا قاضی رحمة الله عليه، دستوراتی در ماه های رجب، شعبان و رمضان را بیان کرده که دانستن و عمل به آن خالی از لطف نیست.

اصل اين دستور را حضرت آيت الله سيّد محمّدحسين حسيني طهراني، در سال آخر عمر شريف خود در يکي از جلسات براي خواصّ أصحاب خودشان از روي نسخۀ خطّي آية الحقّ مرحوم آية الله حاج ميزا علي قاضي طباطبائي بيان فرموده، به عمل و مداومت آن تأکيد نمودند و مخصوصاً به طلّابي که با حضرتش مأنوس بودند، أمر کردند آنرا در دفتر خود ثبت نمايند؛

«هان اي برادران عزيز و گراميم – که خداي شما را در طاعت خود موفّق بدارد – آگاه باشيد! متوجه و هشيار باشيد که ما در قرقگاه داخل شده ايم و همانگونه که در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتکاب يک سلسله اعمالي که در حرم جرم نيست در آنجا جرم محسوب مي شود، در اين ماه‌ها هم که قرقگاه زماني محسوب مي‌شود چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد، و به همان نحو که در قرقگاه مکاني که حرم است، انسان به کعبه نزديک مي‌شود، در اين ماه‌ها هم که قرقگاه زماني است، انسان به مقام قرب خداوند مي‌رسد. پس چقدر نعمت‌هاي پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتي را بر ما تمام نموده است؟
پس حال که چنين است، قبل از هر چيز آنچه که بر ما واجب و لازم است، توبه ايست که داراي شرايط لازمه و نمازهاي معلومه است (مقصود همان دستور توبه ايست که رسول خدا صلي الله عليهِ وَ اله و سلم در ماه ذوالقعدة الحرام داده اند و در کتب ادعيه مثل «مفاتيح الجنان» آمده و چهار رکعت نماز دارد

و پس از توبه، واجب ترين چيز بر ما پرهيز از گناهان صغيره و کبيره است تا جائي‌که توان و قدرت و استطاعت داريم!.

پس (اي برادران عزير) دستور توبه را در شب جمعۀ اول ماه (رجب) يا روز جمعه؛ و يا روز يکشنبۀ آن، انجام داده نماز توبه را بخوانيد؛ سپس آنها را در روز يکشنبۀ دوّم همان ماه تکرار و اعاده نمائيد.

سپس ملتزم شويد به مراقبه، چه مراقبۀ صغري (باز داشتن نفس از آنچه که خداوند بدان راضي نيست) و چه مراقبۀ کبري (نگاه داشتن دل از آنچه محبوب نمي پسندد).

و نيز خود را وادار به محاسبه (حساب کشيدن از نفس) و معاتبه (سرزنش نمودن در صورت لغزش) و معاقبه (تنبيه نمودن نفس در صورت ارتکاب خلاف) به آن چيزي که شايسته و سزاوار است نمائيد.

پس براستي هر کسي که در صدد متذکر شدن به ذکر حقّ و در مقام خشيت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد مي تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکر گردد!.»

«پس از اين مرحله، با دلهاي خود بخداوند رو آورده، بيماريهاي گناهانتان را معالجه و مداوا نمائيد و بوسيلۀ استغفار، بزرگي و سنگيني عيوب خود را کاهش دهيد.

و بپرهيزيد از اينکه حريم الهي را بشکنيد و پرده هاي حجاب را بالا زده حرمت حرم را هتک نمائيد!

زيرا براستي چنين شخصي در نظام تکوين بي آبرو و مهتوک است گرچه خداوند کريم از روي کرمش، بحسب ظاهر آبروي او را حفظ نمايد؛ و همين جزاي اوست و نيازي به مجازات پروردگار ندارد!.

و اما دستورالعمل اين سه ماه:

1- بر شما باد به اينکه نمازهاي فريضۀ خود را با نوافل آن که مجموعاً پنجاه و يک رکعت5 است، در بهترين اوقاتشان انجام دهيد؛ و اگر نتوانستيد چهل و چهار رکعت6* آنرا بجا بياوريد.

چنانچه باز هم شواغل دنيا شما را بازداشت، حتماً نافلۀ ظهر را که به او «صلوة أوّابين» مي‌گويند، انجام بدهيد.

و نماز ظهر را هم در وقت فضيلت انجام دهيد که در قرآن بدان تأکيد شده و مراد از صلوة وُسطي» همان نماز ظهر است.

2- و امّا در مورد نافلۀ شب بخصوص بايد بدانيد که: انجام دادن آن در نظر مؤمنين و سالکان حضرت معبود از واجبات است و هيچ چاره اي جز أتيان آن نيست! و تعجّب است از کساني که قصد رسيدن به مرتبه اي از مراتب کمال را داشته ولي به قيام شب و انجام نوافل آن بي توجّه هستند!.

و ما هيچگاه نديده و نشنيده ايم که احدي به يک مرحله و مرتبه اي از کمال راه يافته باشد مگر بواسطۀ برپاداري نماز شب!.»

3- بر شما باد به قرائت قرآن کريم در نافله هاي شب که انسان را حرکت داده، سير او را سريع مي‌‌نمايد و براي او بسيار مفيد است. تغنّي به قرآن، انسان را بخدا نزديک مي‌کند! بخلاف غناي محرم که آدمي را به لهو مي‌کشاند. پس تا مي‌توانيد در شب‌ها قرائت قرآن کنيد، چرا که قرائت قرآن شراب مؤمنين است.

4- بر شما باد اينکه: به انجام دادن اوراد و أذکاري که هر يک از شما بعنوان دستور در دست داريد، ملتزم و متعهد باشيد!.

و بر شما باد به مداومت سجدۀ يونسيّه و گفتن ذکر يونسيّه: «لا إلهَ إلا أنتَ سُبحانکَ إني کُنْتُ مِن الظالمين7» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.»

5- بر شما باد به زيارت مشهد اعظم، که مراد همان حرم مطهر اميرالمؤمنين و قبر نوراني آن بزرگوار است. و نيز ساير مشاهد مشرفۀ اهل البيت عليْهم السلام و مساجد معظمه مانند: مسجد الحرام، مسجد النبي، مسجد کوفه، مسجد سهله و بطور کلي هر مسجدي از مساجد! زيرا مؤمن در مسجد، همانند ماهي است در آب دريا!.

6- و هيچگاه پس از نمازهاي واجب خود، تسبيحات حضرت صديقه صلَوات الله عليها را ترک ننمائيد، زيرا اين تسبيحات، يکي از انواع «ذکر کبير» شمرده شده است.

7- يکي از وظائف مهم و لازم براي سالک إلي الله، دعا براي فرج8* حضرت حجّت صلوات الله عليه در قنوت «وَتْر» است. بلکه بايد در هر روز و در همۀ اوقات و همۀ دعاها، براي فرج آن بزرگوار دعا نمود.

8- و يکي ديگر از وظائف لازم و مهم، قرائت زيارت جامعه، معروف به «جامعۀ کبيره» در روز جمعه است.

9- لازم است که قرائت قرآن حتماً کمتر از يک جزء نباشد.

10- تا مي توانيد بسيار به ديدار و زيارت برادران نيکوکار خود بشتابيد، چرا که براستي آنها برادراني هستند واقعي که در تمام مسير، همراه انسانند و با رفاقت خويش، آدمي را از کريوه هاي نفس و تنگناها و عقبات آن عبور مي دهند!.

11- به زيارت اهل قبور ملتزم باشيد ولي نه بصورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، يک روز انجام بگيرد) و نبايد زيارت قبور در شب واقع گردد.

ما را با دنيا چه کار؟! براستي دنيا ما را فريب داده، به پستي و ذلّت کشانيد! ما را از مقام عزت و رفعت پائين آورد! و دنيا پست تر از آنست که براي ما هدف قرار گيرد! پس آن را براي اهل دنيا واگذاريد!!.

پس به به! خوشا بحال آن مرداني که بدنهاي آنان در اين عالم خاکي است ولي قلوبشان در عالم لاهوت، يعني در عالم احديت و واحديّت و عزّ پروردگار در پرواز مي‌باشد!.

و اين افراد، اگر چه از نظر تعداد بسيار کم هستند وليکن از نظر قوّت و مدد و از جهت واقعيت و اصالت و حقيقت داراي اکثريت مي‌باشند.

من مي‌گويم آنچه را که شما مي‌شنويد و از ذات اقدس حضرت حق طلب مغفرت مي‌نمايم.» (1357 ه ق)

این دستوراتی است که مرحوم قاضی به شاگردان خود داده است ، و رفقا این دستورات را در این سه ماه انجام می دهند؛ البته این اعمال را در حد امکان ، هر کسی که نمی تواند هر روز را روزه بگیرد حتی الامکان 5 روز از رجب و 10 روز از شعبان را بگیرد، خلاصه بحسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگیرد.

و قراءة القرآن در شب علی حد قدرة .

اگر می توانی نخواب و اگر کسی نمی تواند همه شب را نخوابد ؟ صب باشد ، صب یعنی جگر سوخته، بیدار خوابی کند، شب زود بخوابد و سعی کند بیدار خواب کند طوری که بدن استراحت خود را بگیرد.

مرحوم قاضی اول شب می‌‌خوابیدند بعد نماز می‌خواندند و بعد می‌خوابیدند و باز نماز می‌خواندند، همین‌طور تا دو ساعت به اذان که دیگر نمی‌خوابیدند، مرحوم آخوند 3 ساعت به اذان صبح بیدار بودند، اگر نافله شب را بجا نیاورید فائده ندارد و عرفان معنی ندارد.

عرفان به عمل است نه به گفتن!
اللهم صل علی محمد و علی محمد

سه ماه مِي خور و نه ماه پارسا مي‌باش!

مرحوم حاج اسماعيل دولابي رحمة الله عليه عارف وارسته‌اي بود كه كلامش درد صافي براي دل‌هاي پاك و آرامشي براي جان‌هاي خسته به شمار مي‌آمد!!

آن‌چه كه در ادامه مي‌خوانيد شرح ايشان است درخصوص بيتي از غزل حافظ؛

" نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه "می" خور و نه ماه پارسا باش

تفسیر این بیت حافظ این است که سه ماه رجب و شعبان و رمضان فصول اهل محبت است . سه ماه کافی است تا نه ماه دیگر را شراب صافی :

یامن یکفی من کل شی و لا یکفی منه شی ، اکفنی ما اهمنی من امر الدنیا و الآخره

آنچه نادیدنی است برایت به تماشا بگذارد .

وقتی اقبال سیدبن طاووس را نگاه می کنی در اعمال شبها و روزهای ماه مبارک رجب آنقدر ثوابهای عجیب و غریب نوشته که کسب آنها تورا به طمع می اندازد.ما آنقدر این دفتر را (دل) سیاه کردیم که دنبال آب توبه می گردیم . دنبال چیزی هستیم که بپوشاند آن چیزهایی را که همیشه خواستیم مخفیشان کنیم . اما اینها را هم که می گویم طمعی است که در ماه رجب خودبه خود به آدم سرایت می کند...

یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شر

یامن یعطی الکثیر باالقلیل یا من یعطی من سئله

دیدید بی ربط نگفتم . تازه این قطره ای از آن کاسه شیرسفیدی است که ساقی اهل معرفت ، بی حساب و کتاب می دهد . ماه رجب ماهی است که از حجابها کاسته می شود و همین دنیای پر از رنگ و ریا جلوه گاه شهود آیات رحمانی می شود .

الحمد الله الذی اشهدنا مشهد اولیائه فی رجب

یک وقت امام (ره)در یک سخنرانی که به عنوان موعظه در نجف داشتند سفارش می کردند : شما این زیارت رجبیه را بخوانید چون در زیارت رجبیه مقاماتی را برای ائمه خدا ذکر کرده است که :« لافرق بینک و بینهما الا انهم عبادک »که می فرماید:هیچ فرقی بین تو و بین اینها نیست ،غیر از اینکه اینها بندگان توأند . امام روی این مسأله تأکید داشتند و می فرمودند که: فقط همین عبد بودن اینهاست که فارق بین اینها و خداست والاّ تمام آن نیروهای الهی در دست ائمه است . بعد ایشان می فرمودند:این زیارت را بخوانید تا اگر یک چیزی از مقامات اولیای خدا برایتان نقل کردند احتمالش را اقلاً بدهید و تکذیب نکنید.

اولیای خدا چه چیزی برداشت کردند که وقتی به این ماه می رسیدند مثال بارز واشتاق الی قربک فی المشتاقین بودند . بی شک به خدا اطمینان داشتند و در هر حال رضا بودند . آدم ها برایشان فرقی نمی کرد و همه را به دید الهی می دیدند . مریضی و بی پولی و مرگ و غم و غصه و حتی شادیها برای آنها نشانه است از سلطان السلاطین . چرا ما به خدا اعتماد و اتکا نمی کنیم در صورتی که می دانیم کسی ما را اندازه او دوست ندارد و به فکر ما نیست و توکل بر غیر او خسران دنیا و عقباست .

خاب الوافدون علی غیرک و خسر المتعرضون الا لک

یک راهنمایی برای آنهایی که دلشان در حال تپش است :

عارف فانی سید هاشم حداد (ره) می فرمایند:

همت عالی دار ، به چیزهای کوچک قانع مشو ، اینقدر دور خود نگرد ، به اوبسپار و جلو برو .مرد باید عالی همت باشد . حیف است کسی که می خواهد به محضر سلطان السلاطین حضور یابد درراه مثلا از گدای سر گذر چیزی بخواهد."

صدا و سيما در بوته نقد شريعت

چند سال قبل و پيرو پخش سريالي به نام«بيداري» از شبكه سوم سيما،‌ كه مناسبت چنداني با آموزه‌‌هاي ديني ما نداشت، مطلبي را تحت عنوان «سراب يا بيداري؟!» نوشتم، اما از آنجايي كه معمولا اين‌گونه صداها و انتقادها البته فريادي است كه به جايي نمي‌رسد!‌، به گوش دست‌اندركاران محترم سازمان صدا و سيما هم نرسيد! و يا رسيد و توجهي نشد، ولي بر مبناي وظيفه ديني و تحقق فريضه امر به معروف و نهي از منكر اين سطور را مي‌نگارم تا به تكليف عامل باشم.

موضوع «سراب يا بيداري؟!» و آن‌چه كه در آن مقال نگاشته شد نگاهي كوتاه و گذرا داشت به مفاهيم شرعي و حدود مسايل ديني در برخوردهاي بين زن و مرد نامحرمي كه در فيلم‌ها و سريال‌ها ايفاي نقش مي‌كنند. و آن‌چه كه امروز بنده را واداشت تا اين مطلب را بنويسم، تكرا ناخوشايند مواردي است كه به كرات از «صدا» و «سيما»ي جمهوري اسلامي ايران مي‌شنويم و مي‌بينيم. مطلب ذيل هم در ادامه همان مطالب گذشته و كمي مبسوط نگاشته شدتا موضوعات را بهتر بررسي كند.

 

ادامه نوشته

جملاتي قصار از حضرت آيت‌الله حق شناس(رحمة‌الله عليه)

- شب زنده داری بر عمر و روزی‌تان می‎افزاید.

- پیامبران و اوصیاء الهی برای این که طمعی به بیت المال نداشته باشند هر کدامشان مشغول کاری بودند.

- عاقل بدون ایمان، شیطان است.

- عمر شما در اثر خدمت به مردم زیاد می‎شود.

- اگر خدا را می‎خواهی باید از خودیت خودت بگذری.

- باید عمل به دستورات و اوامر معصومین سلام‌الله علیهم کرد، نه این که ما بتوانیم مثل آنها بشویم.

- حضرت ملک الموت علیه‌السلام به صورت عمل خودمان ظاهر می‎شود.

- در اولین قدم سیر و سلوک، پروردگار متعال آزمایش را شروع می‎کند.

- مقام مراقبه یعنی این که سالک تمام و کمال در محضر و حضور حضرت حق قرار دارد.

- اول سفر الی الله سحرخیزی است.

- وسایل وصال به مطلوب را نیز باید دوست داشت.

- تنها راه تشخیص وسوسه شیطانی از نفحات قدسی مراقبه است.

- اگر تحصیلات علمی شما با علم اخلاق توأم نباشد، منقطع می‎شود.

- خدای متعال می‎فرماید: ای دنیا! خدمتگزار باش کسی را که خدمتگزار من است. یعنی کسی که (همّ او واحد است) و آزار بده کسی را که خدمتگزار توست.

- هر انسانی یک تکلیف اجتماعی دارد و یک تکلیف انفرادی.

- دین، عمل به بندگی حضرت حق است.

- اگر سالک بداند که در شناخت پروردگار چه چیزی نهفته است دیگر به زرق و برق دنیا اهمیت نمی‎دهد.

- اگر از باب رحمت حق، قصد ورود دارید، باید کمی پول خرج کنید و به فقرا و مسکینان  و یتیمان کمک کنید.

- موسی علیه السلام ده سال در مدین، شاگردی کرد و استاد شد. بدون استاد نمی‎شود سیر کرد.

- اگر اراه کنی که خودت را حفظ بکنی پروردگار هم در هنگام ارتکاب به معاصی برای تو ایجاد مانع می‎کند.

- اگر آن دین خالص در قلب ما وارد شود تمام آن شلوغی‎ها از قلب مفارقت می‎کند. پس دلیل شلوغی قلبی من اینست که از دین خالص در آن خبری نیست.

- رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‎فرمایند: اگر کسی ما را دوست دارد باید به دستورات ما عمل کند آیا کافی است کسی بگوید من علی را دوست دارم ولی فعال نباشد و عمل به فرمایشان ایشان نداشته باشد؟!

- باید نه آنقدر تنبل باشید که مردم بگویند کلّ [وبال] بر جامعه است و نه آنقدر فعالیت در دنیا داشته باشید که عرف بگوید چهار دست و پا افتاده روی دنیا.

- روش رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله از طریق اخلاق عملی است. علم رسول خدا علم رهبانیت نیست.

- علم حقیقی علمی است که انسان را به هدایت خاصه راهنمایی کند. علمی است که او را به احوال دلش آگاه بکند.

- خداوند متعال از جهل نمی‎گذرد.

- حب دنیا و حب خدا در یک دل جای نمی‎گیرد. باید از یکی از آنها گذشت.

- خوش خلقی، خوی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است، مردم را با اخلاق عملی و با روی خوش به اسلام دعوت کنید.

- گمشده مؤمن حکمت و دانش است. این از ملاقات با امام زمان (عج) بالاتر است.

- علم را برای عمل کردن یاد بگیرید. علت عدم رسیدن ما به مقامات عالیه اینست که ما عمل در کلاس‎های قبل نکردیم.

- امر آخرتتان را اصلاح کنید تا امورات دنیای شما اصلاح شود.

- آنچه که شما در سفر آخرت همراهتان دارید علم و عمل صالح خود شما است.

- قدم به قدم عمل خود را با فرمایشات معصومین سلام الله علیهم منطبق کنید.

- تنها یاور شما در مواجهه با حضرت ملک الموت سلام الله علیه عمل صالح شماست.

- تعلقات است که مانع پرواز انسان می‎شود.

- توفیق شما در سیر الی الله منوط به اینست که چقدر به افراد جامعه احسان می‎کنید و این در رأس امور است.

- اهل بهشت حسرت هیچ ساعتی از عمر خود را نمی‎خوردند، الا ساعاتی را که در دنیا در غفلت بودند و ذکر پروردگار متعال را نکرده بودند.

- آن نیرویی که بتواند شما را در مقابل شیطان و نفس محافظت کند محبت به پروردگار متعال است.

- مباد نعمت‎های خدای متعال شما را مغرور کند.

- اگر بخواهید از دنیا استفاده کنید باید اول از پله آخرت شروع کنید.

- تا زمانی که توجه به حضرت حق دارید در رحمت خداوند متعال هستید.

- ابلیس شاگرد نفس است، اگر شما بخواهید این نفس را که استاد شیطان است بکوبید و رامش کنید باید خود را فقیر کنید، باید خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق هیچ بدانید.

- بعد از این مرحله، مرحله شب زنده‎داری است. این دو راه، راه مبارزه با نفس است.

- قلب خانه ملائکه است، صفات رذیله مثل سگ‎های پارس کننده‎ای هستند و ملائکه در خانه‎ای که سگ باشد وارد نمی‎شود.

- آن شیطانی که مسئول نماز شب است از همه قوی‎تر است در وسوسه کردن. اما نسبت به مخلصین اسلحه‎اش کارگر نیست. مواظب آن شیطان باشید.

- هی در صدد نباشید روایت بنویسید و علم دیگری یاد بگیرید، باید عمل هم با آن همراه باشد. اگر به دانستنی‎هایتان عمل نکردید هر روز از پروردگار متعال دورتر می‎شوید.

- هر چقدر ایمان مومن ترقی بکند یک غصه‎ای بر او مسلط می‎شود که نکند حجابی بیاید و بین او و محبوبش جدایی افکند.

- در آخر الزمان شیطان می‎آید و اول کاری که می‎کند عقیده‎ها را می‎برد.


ما را ز كورش و كي و جم اعتبار نيست

ما را ز كورش و كي و جم اعتبار نيست

فخري به داريوش و به اسفنديار نيست

مرده است دور رستم و سيروس و كيقباد
ما را به جاهليت آن دوره كار نيست

در سايه محمد و آل محمديم
برتر از اين براي بشر افتخار نيست

ابناي دين و سوره توحيد و كوثريم
بر دل ز كفر و شرك و شرارت غبار نيست

اسلام، اعتقاد و نظام و هويت است
هر كس نداشت در دو جهان رستگار نيست

اندر دژ ولايت و حصن امامتيم
مانند اين حصار به گيتي حصار نيست

ما امت عدالت و صلح و اخوتيم
در ما نفاق و شيطنت ديو سار نيست

از جاهليت مجوس نگيريم رسم و راه
ما را به جز ولايت مهدي (ع) شعار نيست

اعلام «ان اكرمكم» باشد اين پيام
در كيش ما به رنگ و نژاد اعتبار نيست

گر مدعي تلاش به توهين ما كند
با او بگو كه از تو جز اين انتظار نيست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
راهي كه مي‌ روي ره پروردگار نيست

زنده است دين احمد (ص) و قرآن و اهل بيت (ع)
اكمل از آن طريق سوي كردگار نيست

يا رب رسان امام زمان منجي جهان
فرّخ، زمان او كه در آن، كار عار نيست

پر مي‌ كند ز عدل به امر خدا زمين
بهتر ز عصر دولت او روزگار نيست

آيين دين‌مداري و تقوا شود رواج
رسم فساد و شرب مدام و قمار نيست

مؤمن عزيز گردد و كافر شود ذليل
مرد خدا به دوره او خوار و زار نيست

«آيت‌الله لطف‌الله صافي گلپايگاني»  1390/1/15

بای ذنب قتلت

ديري است كه فرياد برادران‌مان از منامه بلند است... ديري است كه خون پاك شهيدان راه عزت و آزادگي سنگ‌فرش خيابان‌هاي بحرين را رنگين كرده و امنيت و آسايش مسلمانان بحريني در تعرض مزدوران آل‌خليفه و آل‌سعود است.

... و به‌جز اندكي آزاده و زجر دوران‌ها كشيده، هنوز هيچ جايگاه رسمي بين‌المللي و هيچ انسان‌نماي متمدني پيدا نشده كه اين جنايات عظيم را محكوم كند!! كجايند مدعيان حقوق بشر؟! كجايند طرف كله كج نهادگان دموكراسي و آزادي؟! كجايند منورالفكراني كه از تمدن، فقط مفهوم كت و شلوار و كراوات را خوب فهميده‌اند؟! كه ما حرف امروز را سال‌ها قبل اين‌گونه بر صحنه عالم سروده‌ايم و مدت‌هاست كه مي‌گوييم: اگر خاموش بنشيني گناه است...!

آل‌خليفه از سر ناچاري ميدان لوءلوء را خراب كرده است، اما نمي‌داند با دُرّ چشمان مادران مظلوم و ستمديده و ردپاي خشكيده اشك بر صورت دختركان يتيم چه‌كند؟! بعد از اين پاسخ لوءلوءهايي كه در قلب هر بحريني ايجاد شده را چه خواهد داد؟! آيا مي‌تواند لوءلوء همبستگي شيعه و سنّي در مقابل ظلم و ستم را هم خراب كند؟! و آيا چاره‌اي جز تسليم در مقابل حق هم دارد؟! مساجد را خراب كنيد! حسينيه‌ها را به آتش بكشيد! مسلمانان را قتل‌عام كنيد! و هرچه مي‌توانيد رخ بنماييد كه اين كارها جز نشان دادن چهره پليدتان و رونمايي از تفكر اربابان بهره‌اي ديگر برايتان ندارد!

لوءلوء، ميدان باشد يا چهارراه، تفاوتي در حق‌طلبي نخواهد داشت، چرا كه خون شهيدان بحرين رنگ سپيد لوءلوء را به رنگ جامه آزادي و آزادگي پيوند داده است. ديگر لوءلوء متعلق به بحرين نيست، لوءلوء جهاني شده است، لوءلوء متعلق به تمام آزادگان جهان است، لوءلوء تلاءلوء ايثار است و جانبازي، حديث عشق است و جاودانگي و لوءلوء نشانه‌اي است تا همه بدانند آزادگي تا ابد خواهد درخشيد!

و پيام برادري مسلمان به عزيزان دل‌شكسته و داغ‌ديده‌اش در بحرين؛

خوشا به احوال شما كه با پايمردي و استقامت خود در اتصال حلقه‌هاي بيداري به لحظه‌هاي ظهور عزيز سفركرده عالم از هيچ كوششي دريغ ننموده‌ايد! خوشا به احوال شما كه لحظه‌هاي سخت مسير انتظار را با رشادت‌ها و عشق وصال هموار كرده‌ايد و خوشا به احوال شما كه مي‌دانيد دفاع و پايمردي‌تان، تأخير ظهور صاحب‌مان را نزديك‌تر خواهد ساخت! در مسير حقيقت عقل و عشق را به هم گره زنيد و استوار بمانيد كه دعاي خير ما، نه! دعاي خير بزرگ منجي عالم و اصل حقيقت بدرقه راهتان است.

در پايان اين كلام همه دل‌هايمان را يكي مي‌كنيم و اين‌گونه نواي عشق مي‌سراييم:

گو به ما ظلم بي‌حساب كنند / ما امير محاسبي داريم

خلق ظلم مي‌كند تو بيا / تا بدانند صاحبي داريم!

كه اين از اعتقادات قلبي و باورهاي ديرينه ماست و معتقديم كه صاحب ما ما را تنها نگذاشته و نمي‌گذارد...

چشم به راه ظهور اوييم!

این مطلب در سایت انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در آلمان

اين مطلب در سايت مشرق‌نيوز

شرح جگرهاي سوخته(مرثیه ای برای مظلومیت شیعیان بحرین)


چند روزي است كه از ميدان لؤلؤ يا به عبارتي ميدان شهداي منامه بوي جگرهاي سوخته‌اي مي‌آيد كه نشان از داغ برادران‌مان است. در كوچه‌هاي منامه صداي كوچه‌هاي مدينه طنين‌انداز شده و اين ‌بار به جاي اينكه علي عليه‌السلام را مظلومانه به مسجد ببرند، وحشي صفتاني كه نام خود را «‌خادم الحرمين» گذاشته‌اند، به زور حريم مسلمان مي‌شكنند و راه بر اهل حرمش مي‌بندند! هرچند كه ترس و هراس نتواسته با صداي نفربرهاي خشمگين و زوزه تفنگ‌هاي وهابيون اسلام ناچشيده، ذره‌اي به دل رادمردان منامه راه پيدا كند، اما خون برادران عزيز ما آبروي نداشته‌شان را لگدمال كرده است.

برادران مظلوم ما مدتي است كه اسير سبوعيت تمام قامت جاهليت مدرن حاكمان غرب شيفته‌شان شده‌اند و در آتش ظلم سگان دست‌آموز بي‌اصالتان كژانديش مي‌سوزند. برادران‌مان در جاي جاي سرزمين‌هاي اسلامي خون پاك‌شان فرش قرمز حاكماني است كه براي اثبات مسلماني خود با سوزاندن دل پيامبر صل الله عليه و آله به مواليان‌شان تأسي جسته‌اند و قصه غصه‌هاي ايشان را براي‌مان تداعي مي‌كنند، حاكماني كه به حكم هواي نفس سر در توبره و آخور سران شيطان‌صفت خود فروبرده‌اند و كر و كور دستور ايشان اطاعت مي‌كنند.

 و بازهم تاريخ در گذري تكراري گير كرده است... و چيره‌گي جهل يادآور دوران ظلماني حكومت نامردماني است كه قرآن بر سر نيزه مي‌زدند و به جرم دوستي اهل بيت پيامبر عليهم صلوة‌الله شكم زن باردار مي‌دريدند و سر طفل به دنيا نامده‌اش را بر نيزه مي‌رقصاندند! تاريخ گواه روزگاران رقّت‌باري، بسيار بدتر و زشت‌تر از آنچه امروز در سرزمين‌هاي اسلامي اتفاق مي‌افتد، بوده‌است و مظلوميت امروز مسلمانان در بحرين تازگي ندارد؛ گاهي در دهلاويه و حلبچه، زماني در كابل، روزي در پاراچنار، موقعي در صبرا و حالا هم در منامه و بنغازي و مصراته و سرزمين‌هاي اسلامي....

 اما مسأله‌اي كه اين مظلوميت تاريخي را پراهميت مي‌سازد، سكوت تاريخي سرد و بي‌مهر كساني است كه از سر عمد شيپورشان را از ته گرفته‌ گرفته‌اند و فرياد آزادي و دموكراسي‌شان گوش خلق را كر كرده است!

آي... اي كساني كه سالياني است خود را كدخداي دهكده جهاني مي‌دانيد و با شعارهاي ضد و نقيض خود سعي بر فريفتن جوامع جهاني داريد، نه... اشتباه نشود! نخواهم پرسيد كجاييد و چه مي‌كنيد، چرا كه حناي شما پس از پيروزي انقلاب اسلامي ديگر در جوامع بشري رنگ باخته و آبرويتان برملاشده است! بلكه امروز فرياد خواهم زد: ديگر بس است! بس است اين همه فريفتن و دغل! بس است اين همه دورويي و دورنگي و بس است اين همه دروغ و خذعبلي كه شبانه‌روز از حلقوم رسانه‌هايتان بر سر مظلوميت مظلومان عالم مي‌كوبيد!

اين فريادي كه امروز از اسكندريه و مصراته و منامه و القطيف و صنعا به گوش مي‌رسد، صداي خميني كبير است كه در حلقوم زمانه طنين افكنده و راحتي‌تان را به باد داده است. به خيال خام‌تان با كشتن برادران‌مان  اين فريادها پايان خواهد يافت؟! اگر چنين مي‌انديشيد، خيال باطلي در سر داريد و اگر راهبرد راهبران‌تان اينچنين است بدانيد كه پيروزي از آن ما خواهد بود! چرا كه اين فرياد ادامه حركت انبياء در گذر زمان است، و خون سرخ برادران‌مان، تداوم مظلوميت علي و اولادش، غصه‌هاي شهيده مظلومه مدينه، داغ جگرسوز رازهاي پنهاني مولايمان با چاه‌هاي كوفه، تنهايي سردار بي‌سپاه و پيكر گلگون سيد شهيدان كربلا عليهم صلوة‌الله است!

امروز ما نيز از ايران اسلامي و به عنوان گوشه‌اي از امت بزرگ اسلام با برادران مظلوم خود هم‌نواييم و حتي اگر لازم شود به مدد مظلومان خواهيم شتافت و با تيغ عريان به جنايات وحشيانه‌تان راپاسخ خواهيم داد، چرا كه مولاي آزادگان فرمود: اگر كسي شب را به صبح رساند و درد مسلمان برايش اهميّتي نداشته باشد، مسلمان نيست.

الا اي رادمردان عالم! بدانيد و آگاه باشيد، ديري نخواهد پاييد كه واقعيت‌‌ها رخ عيان خواهند كرد و تيرگي‌ها در هم كوبيده خواهد شد.  اين همه محنتي كه عالم اسلام را به خويش مبتلا ساخته همه آزمون صبر و استقامت امت اسلام است در مقابل اباطيل زمانه ظهور! و امتحان پايداري است در هنگامه ياري عدالت‌گستري كه جهان بي‌صبرانه چشم‌انتظار قدوم بهاري اوست!

و در پايان به محضر مولايمان حضرت ربيع‌الانام، بهار دل‌ها، عجل الله تعالي فرجه الشريف بالنصر والعافية، عرضه مي‌داريم: اي مولاي آرزومندان و پناه عدالت‌خواهان! هرچند كه از داغ ظلمي كه بر برادران‌مان در جاي جاي جهان اسلام روا مي‌دارند، دل‌شكسته و بي‌ملجاء و پناهيم، اما اگر دنيا براي فرش مقدم تو بهاي جان‌مان را طلب مي‌كند و دشنه به خون برادران‌مان آخته است، بگو بشتابد كه اين ناقابل، كم‌بهاتر از آن است كه هنگامه ظلم‌ستيزي‌ات را به تأخير اندازد!

بار خدايا! «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا» كه اين نواي سال‌هاي مديد امت اسلام است. باقيمانده از غيبت مولاي‌مان را به خون برادران مظلوم ما ببخشاي و هنگامه بهار طبيعت را با ظهور بهار دل‌ها براي‌مان بهاري ساز! كه سال‌هاست عالم بهاري به خويش نديده است...!

هرچند كه اين ضعيفان را ياراي فهم مقام حضرتش نيست و عقل از ظهور وي متحيّر خواهد ماند، ‌اما به عظمت و بلنداي ردايي كه بر تن ايشان آراسته‌اي و به بزرگي وعزتي كه به ايشان بخشيده‌اي، ما را ياراي مقابله با آزمون‌هاي اين زمانه عطا كن و در امتحان ياري‌اش مددمان ده، اي بخشاينده توانا!

این مطلب در سایت انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در آلمان

این مطلب در سایت سائلین الزهرا سلام الله علیها

قطعه بهشتی تهران

میلاد حضرت سیدالکریم عبدالعظیم حسنی علیه الاف التحیه و الثنا مبارک باد

روزی حضرت امام رضا علیه‌السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه‌السّلام فرمود وچند توصیه راه‌گشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو :

* شیطان را به دل‌های خویش راه ندهند .

* درگفتار خویش ، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.

* از جدال و نزاع بیهوده‌ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند .

* به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است .

* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند ، زیرا با خود عهد کرده‌ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد ، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذاب‌ها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیان‌کاران خواهد بود.

* به ایشان بگو : همانا پروردگار نیکوکاران‌شان را آمرزیده و ازخطای گنه‌کاران‌شان درگذشته است ، مگر کسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده ، یا کینه آنها را با دل بگیرد . به درستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد ، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند ، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه ، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ما خارج گشته است و بهره‌ای از ولایت ما نخواهد برد « و اعوذبک من ذلک ».

 

مرد خدايي

السلام علليك يا روح الله ايّها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله

مي‌گويم از زمانه تاريك و سردِ سرد

از اتفاق مبهم يك صحنه نبرد

از جنگ و خون و آتش و دود و حماسه‌ها

از جاي پاي خون ملائك به سنگ سرد

از جنگ داس و چكش و باروت و رنگ‌ها

تكرار سرد بازي شطرنج و تخته نرد

از آن زمان كه پشت هميت شكسته بود

از آن زمان كه خون شفق شد به رنگِ زرد

جاي عروج نور به سمت ستاره‌ها

مشروطه شرط داشت براي هبوط درد

...

لبريز شد سبوي نشستن به انتظار

بنشست ژاله‌اي به رخ پرشكيب درد

آمد ز سوي حق به عتابي شديد :« قُمْ،

ابليسيان به دور كه آمد خداي مرد»

 

این مطلب در سایت انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در آلمان

 

گودال سرخ

جرثومه ستم چه بگويم چه‌کار کرد؟!

بر اهل بیت ظلم و ستم بیشمار کرد

 

از سوی کین صدای رجزها خموش شد

تیزی دشنه‌اش به جگرها عیار کرد

 

بی بسمله دوان به سراغ ذبیح رفت

چشمان دیده بان حرم بی‌قرار کرد

 

یک پاش بر زمین و دگر پای خویش را

بر آسمان قلب دو عالم سوار کرد

 

بر روي سينه‌اي كه پيمبر به مهر داشت

نتوان سرود آنچه نشست و نثار کرد

 

چشمان عاشقانه مردانه زنی

می‌دید آنچه را که نشاید شمار کرد

 

...

 

طاقت نداشت ارض که آن فتنه بنگرد

زآن رو زمین به لرزه فتاد و غبار کرد...

 

محرم 1429