صدا و سيما در بوته نقد شريعت
چند سال قبل و پيرو پخش سريالي به نام«بيداري» از شبكه سوم سيما، كه مناسبت چنداني با آموزههاي ديني ما نداشت، مطلبي را تحت عنوان «سراب يا بيداري؟!» نوشتم، اما از آنجايي كه معمولا اينگونه صداها و انتقادها البته فريادي است كه به جايي نميرسد!، به گوش دستاندركاران محترم سازمان صدا و سيما هم نرسيد! و يا رسيد و توجهي نشد، ولي بر مبناي وظيفه ديني و تحقق فريضه امر به معروف و نهي از منكر اين سطور را مينگارم تا به تكليف عامل باشم.
موضوع «سراب يا بيداري؟!» و آنچه كه در آن مقال نگاشته شد نگاهي كوتاه و گذرا داشت به مفاهيم شرعي و حدود مسايل ديني در برخوردهاي بين زن و مرد نامحرمي كه در فيلمها و سريالها ايفاي نقش ميكنند. و آنچه كه امروز بنده را واداشت تا اين مطلب را بنويسم، تكرا ناخوشايند مواردي است كه به كرات از «صدا» و «سيما»ي جمهوري اسلامي ايران ميشنويم و ميبينيم. مطلب ذيل هم در ادامه همان مطالب گذشته و كمي مبسوط نگاشته شدتا موضوعات را بهتر بررسي كند.
و اما مدتي بود كه توفيقي اجباري! توسط آقاي رانندهاي محترم شامل حال ما ميشد و هر صبح تا رسيدن به محل كار مجبور بودم صداي مجري نهچندان محترمه!(به خاطر عدم رعايت بعضي شئون اخلاقي و اجتماعي) راديو«...» را تحمل كنم، فيالواقع چيزي غير از خذعبل دريافت نكردم، و البته بماند كه متنهاي ايشان پر بود از اشكالات ادبي و پراكندهگوييهاي مكرر و... و تعجب من بيشتر برانگيخته شد كه ايشان چند سال قبل در مورد موضوعي ديني صحبتي ناشايست! داشتند و عليرغم اعتراض به روابط عمومي سازمان ايشان كما كان در سمت شريف مجري برنامههاي راديويي ايفاي نقشي پررنگ و پرشور و حرارت دارند!
اشكالاتي را كه به نظر اينجانب و از منظر شريعت به سازمان صدا و سيما و برخي برنامههاي راديو و تلويزيون وارد است، در چند نكته خلاصه كردم كه به دليل عدم اطاله كلام فقط اشارهاي كوتاه به آنها خواهم داشت. اين مشكلات و ضعفها نه از روي غرضورزي نگاشته شده و نه براي سركوب شخصيت خاصي گفته شده است، اما متأسفانه چون پس از گذشت چند سال از نگاره قبلي هنوز در اين رابطه اقدامي عملي و پررنگي مشاهده نكردهام، به دلايل عنوان شده فوق نكاتي را در باب ضعفهاي قابل بررسي متذكر ميشوم:
الف- استفاده از موسيقي براي پركردن اوقات برنامهها و ترويج فرهنگ استفاده ازموسيقي؛
طبق فتاواي عموم فقهاي شيعه ترويج موسيقي و استفاده از هر نوع موسيقي كه مصداقي از غنا داشته باشد خلاف مباني شريعت است. اشكالاتي كه در اين راستا وجود دارد، چند دستهاند كه فقط به آنها اشاره ميشود:
1- مورد شايعي كه در اين چند سال به دليل عدم توجه مسئولين، عدم نظارت كافي و عدم ارائه الگوي مناسب ديني به چشم ميخورد، كپيبرداري گستردهاي از برنامهها و شبكههاي خارجي است كه اين موضوع، علاوه بر عدم همخواني با شريعت و فرهنگ ما، باعث تغيير ذائقه جامعه، در پسند برنامههاي رسانهاي نيز شده است.
2- عدم توجه به مباني شريعت در اين زمينه و همچنين كارشناسيهاي افراد غيركارشناس در اين موضوع و عدم شناخت كافي از مسايل ديني و بيعنايتي به مسأله «اثر وضعي اعمال»، كه خود بحث مفصل و مطولي را ميطلبد، باعث شده كه اين خلاف شرعي به غلطي مصطلح و عرفي ناشايست تبديل شود، تا جايي كه صدا و سيما، براي روح لطيف و پاك كودكان، واژه «شادي» را فقط و فقط با «موسيقي» اجين ساخته است!
3- تلاشي پنهان و غيرآشكاري نيز طي اين چند سال سعي بر اين داشته كه به ترويج موسيقي(عموم و علي الاطلاق اين واژه) بپردازد و در شكل و قالب برنامههاي مختلف اجتماعي– مذهبي و مناسبتهاي گوناگون ديني و فرهنگي، معرفي خوانندههاي پاپ و... سهم عمدهاي را براي پركردن اينگونه برنامهها داشتهباشند.
ب- ترویج منکر؛
به احکام و آداب امر به معروف و نهی از منکر كه رجوع شود، ترويج منكر از مصاديق بارز گناه و فعل حرام تلقي ميگردد. از آنجايي كه عناويني چون عدم شناخت مسايل ديني و همچنين كپيبرداري از شبكههاي خارجي در بيشتر مسايلي كه در اين مقال عنوان خواهد شد، عنوان اصلي را به خود اختصاص ميدهد، از تكرار مصاديق و احكام مشابه حذر مينمايم. (رجوع شود به احکام و آداب امر به معروف و نهی از منکر)
ج- استفاده از الفاظ زشت و بيمورد و به دور از شأن رسانه بهخصوص رسانه ملي و همچنين كلمات سبك و بيمعني؛
به كرات بنده خود شنونده اين كلمات از برنامههايي بودهام كه به اسم انتقاد يا مردمي بودن يا شور و نشاط جواني و... فقط و فقط براي پركردن وقت رسانه بهصورت زنده يا توليدي روي آنتن ميروند! و متأسفانه اين موضوع در حال تبديل شدن به يك اپيدمي در برنامههاي اجتماعي سازمان صدا و سيما است. استفاده از گفتار غير متعارف يا به اصطلاح جاهلانه و دون شأن رسانه، و بعضا خودماني شدن در موارديکه با ميهمان غيرهمجنس در حال صحبت يا مصاحبه هستند، نيز با مفاهيم ديني و اجتماعي ما مناسبتي ندارد. آنچه كه از مضامين فرمايشات امام راحل(ره) در خصوص صدا و سيما بهدست ميآيد اين است كه ايشان صدا و سيما را به عنوان يك دانشگاه عمومي ميديدند و شايسته يك دانشگاه عمومي كه تأثر جامعه از برنامههايش بسيار زياد و اساسي است، قطعا و يقينا استفاده از اين جنس كلمات و جملات نخواهد بود. ضمن اينكه به كار بردن اين كلمات و جملات نهتنها به مردمي شدن برنامههاي سازمان كمك نخواهد كرد بلكه با توجه به فرهنگ غني اسلامي- ايراني ما دقيقا بازخورد معكوس خواهد داشت. با توجه به شرايطي كه اكثراً اين برنامهها در ساعات پربيننده پخش ميشوند، اگر بيننده يا شنونده از نوع گفتار و يا محتواي اين برنامههاي كپيبرداريشده راضي نباشد -كه به دليل برخي قوانين و مقررات ملي و سازماني تهيهكننده و كارگردان نميتوانند مشابهت زيادي را با برنامه خارجي مشابه ايجاد كنند- بيينده و شنونده به مبدا كپي رجوع خواهد كرد!
د- عدم رعايت ضوابط و حدود اسلامي در اجراي مشترك و يا بازي دو نامحرم در برنامهها وسريالها و... ؛
ابتدا چند مصداق و سپس پرداختن به موضوع:
- شوخي هاي مكرر با مجريان و ميهمانان مرد كه در برنامههاي راديويي و تلويزيوني بسيار مشهود است. هرچند كه اين مسأله در برنامههاي مناسبتي اعياد بيشتر ديده ميشود، اما اين موضوع نيز مراحل فرآيند يك اپيدمي را طي ميكند.
- استفاده از الفاظ مفرد در ارتباط با مخاطبين نامحرم كه اين موضوع نيز عينا نمونهبرداري از برنامههاي شبكههاي خارجي است، علاوه بر اينكه در فرهنگ ما جايگاهي ندارد و با ادب اجتماعي نيز در تعارض است.
- استفاده از جيغ و فرياد و روي آوردن به رفتارهاي متعارض با هويت يك زن مسلمان و ايراني كه به بهانه نشاط و شور جواني در برنامهها درحال ترويج است.
- نوع پوشش و آرايش خانمهاي مجري و ميهمانان كه در برخي از برنامهها حتي كارگردان جرأت نشان دادن تصوير خانم را در يك كادر بسته ندارد! و...
اينها همه گوشهاي از آن چيزي است كه شخصا و با عنايت به فرصتهاي محدودم شاهد و ناظر بودهام و يا به اصطلاح با چشم و گوش خود ديده و شنيدهام، بگذريم كه اگر بنايمان ذكر مصاديق باشد از اصل به انحراف ميرويم و سخن به درازا ميكشد. آنچه كه در موارد بالا و مسايل مشابه آن در تعارض با دين شناخته ميشوند از اين قرارند:
1- در آموزههاي ديني ما زن جايگاه رفيع و بالايي دارد و شأنيت او ايجاب ميكند كه در تمامي رفتارها و شئونات زندگي فردي و اجتماعي خود رعايت «حيا» را بنمايد. آنچه كه امروزه و تحت عناوين مختلف و با شالوده تفكرات فمنيستي و غيره و ذلك در جامعه رسوخ كرده و متاسفانه رسانه ملي به آن دامن زده است، با اصل «حيا» در تضاد است و به عبارتي ترويج بيديني ميكنند . (قال النبي صلي الله عليه و آله: لا دين لمن لا حياءَ له/ قال الصادق عليهالسلام: الحیاءُ من الایمان)
2- طبق دستورهاي شريعت مقدس و در راستاي سلامت رواني خانواده و اجتماع، استفاده از الفاظ بين دو نامحرم مستلزم رعايت شئونات خاصي است و زن و مرد نامحرم نميتوانند در برخوردهاي روزمره خود از برخي الفاظ (مثل قربانت شوم، فدايت شوم و ... كه فقط جايزست بين زن و شوهر رد و بدل شوند) استفاده كنند. (رجوع شود به احكام روابط با نامحرم)
3- خود نمایی در تمامی گونهها (اعم از راه رفتن، صحبت کردن، خندیدن، لبخند زدن، شوخی با نامحرم، نحوه در دست گرفتن اشیائی نظیر گل، کتاب و... ، مطالعه در مقابل نا محرم و... و کلاً تمامی مواردی که برای نامحرم -چه زن و چه مرد- جلب توجه نماید) از نظر شريعت مقدس حرام است. (رجوع شود به احکام روابط با نامحرم)
4- نوع پوشش آقایان و خانمها و همچنین استفاده از لباس شهرت نيز از مصاديق بارز خلاف شرع در بعضي برنامههاست. (عن الباقر عن النبی صلوات الله علیهما: خداوند زنان مردنما و مردان زننما را لعنت کند./ بحار الانوار،ج ۱،ص ۲۵۶) (رجوع شود به احکام پوشش)
ه - تجملگرايي و مرفه نشان دادن اكثر بازيگران سريالها و فيلمها؛
اين مقوله نيزچون موارد بالا در تضاد با آموزههاي اخلاقي دين مبين اسلام است. استفاده از نوع پوششها و ماشينهاي خاص و... يا خانههايي كه براي اكثريت قريب به اتفاق جامعه حكم يك رؤيا را دارد، و يا تبليغ مصرفگرايي و اسراف و تبذير كه هيچگونه خويشاوندي با واژههايي نظير قناعت، عدم اسراف، صرفهجويي و... ندارند، باعث ايجاد تضادهاي مختلفي در سطوح جامعه ميشوند كه دانشگاه عظيم صدا و سيما نقش مؤثري در اثربخشي اين فرهنگ ايفا مينمايد كه اين تضادها در درازمدت باعث ناهنجاريهاي زيادي در جامعه خواهد بود.
و – عدم استفاده از كارشناسان اسلامي و اجتماعي و روشهاي مورد تأييد اسلام؛
خوشبختانه حوزههاي اجتماعي داراي كارشناسان فراواني است كه به حضور در اين عرصه هم علاقهمند بودهاند، اما از عمده مشكلاتي كه صدا و سيما با آن دست به گريبان بوده و هست اينست كه بعد از گذشت سه دهه از انقلاب شكوهمند اسلامي تا كنون نتواسته پيوندي را بين حوزه و رسانه برقرار سازد. هرچند كه در سالهاي اخير خلاء اين امر احساس شده و دستاندركاران آن در صدد رفع اشكالات برآمدهاند، اما حركت محسوسي را در اين راستا شاهد نبودهايم كه اگر ميبود حركت رو به جلوي آن را نيز ميبايست احساس ميكرديم. صدا و سيما قبل از هر چيز به به روشي نيازمند است كه برگرفته از متون اسلام باشد تا بتواند خروجي كار خود را تصحيح نمايد و اين مهم عملي نميگردد مگر با پيوند بين سازمان و حوزههاي علميه. امروز نيز گستره فعاليتهاي ديني و علوم حوزوي وسيعتر از قبل است و كارشناسان علوم ديني نيز اهميت رسانه(به معناي عام كلمه) را در تبليغ دين امري ضروري ميدانند و جا دارد كه سازمان از وجود «روحاني معلم حجة الاسلام قرائتي» كه با بيش از سه دهه حضور در سيما، برنامههايش هنوز هم پرمخاطبند و كلام ايشان هنوز هم اثربخش است، براي برقراري ارتباط با مخاطب الگو بگيرد و از تجربههاي ايشان نيز استفاده كند. چرا كه ايشان طي اين چند سال اثبات كردهاند كه ميتوان با پايبندي به اسلام و پرهيز از خطوط قرمز شريعت هم جذب مخاطب داشت و اين موضع دقيقا در مقابل كساني است كه فكر ميكنند دين و رسانه دو مقوله جدا از يكديگرند.
ذكر اين نكته نيز ضروري به نظر ميرسد كه رعايت ضروريات ديني كه جزء وظايف دستاندركاران رسانه ملي است، تنها راهي است كه اهداف متعاليه اسلام و انقلاب را به ديگر كشورها صادر خواهد كرد و پيوند بين دين و رسانه و زدودن اينگونه منكرات از تريبون صدا و سيماي ايران اسلامي – به عنوان امالقراي جهان اسلام- در تبيين معيارها و اهداف انقلاب اسلامي نقش مهمي را ايفا خواهدنمود.