چون كيميا دهندت بي‌معرفت گدايي...

در دهه كرامت و خجسته سالروز ميلاد سلطان سرير ارتضاء حضرت ثامن الائمة علي بن موسي الرضا عليه‌السلام، هرآنچه كه دلم را زير و رو نمودم و پستوهاي تو در توي اين هنوز ناشناخته را گشتم، چيزي بهتر از اين نيافتم كه بتواند بر معرفت ما بيافزايد و گوشه ناپيداي ديگري از نافهمي و كژانديشي‌هامان را نسبت به مقام شامخ آن بزرگواران رهنمون شود.... در همين احوال حديثي از احاديث معصومين عليهم السلام در باب زيارت آن بزرگوار ديدم كه نقل آن خالي از لطف نيست؛

ادامه نوشته

يا ضامن آهو ...

براي اوقات دلتنگي ام چيزي را بهتر از دست رأفت تو نيافته‌ام! اي مهربان امام....

ما را نيز به كرمت بنواز يا ابالجواد(سلام الله عليهما)!

با هُرم دست­هاي تو گرما گرفته است

عشقت عجيب در دل من جا گرفته است

آرامشي شبيه به صحن و سراي تو

چشمان شوق را به تماشا گرفته است

از صحن جامع رضوي تا به انقلاب

يك چشمه نور تا به ثريا گرفته است

جان من است اين كه شبيه كبوتري

يك گوشه در كنار تو مأوا گرفته است؟!

آقا به من اجازه پرواز مي­دهي؟!

بالم زبس نشسته­ام اينجا گرفته است

اينجا هزار پنجه­ي خورشيد پشت ابر

در انتهاي غربت دريا گرفته است

هر كس كه حاجتي ز تو درخواست مي كند

با چشم­هايِ خيس تمنّا گرفته است

ديدم كنار پنجره فولاد مادري

دستش تمام روزنه­ها را گرفته است

« طفلي مريض دارم و دستم به دامنت؛

آقا!....دلم ز مردم دنيا گرفته است»

هر گوشه­اي كه مي­نگرم دل شكسته­اي

با تو زبان شكوه و نجوا گرفته است

هر صحن و هر رواقِ تو هر جا به هر زبان

جمعيّتي به ذكر شما پا گرفته است

هر چند عشق  ناب تو آقا چو كيمياست

بازار عشق بازي­ات امّا گرفته است

شك نيست هر كه زائر شش گوشه مي­شود

از آستان لطف تو امضاء گرفته است

هر كس هواي كوي اباالفضل (عليه­السلام) مي­كند

از تو برات كرب و بلا را گرفته است

دست مرا بگير... مرا تا حرم ببر

كار دلم بدون تو بالا گرفته است

باري به دوش دارم و آهي به سينه­ام

اين سينه از براي تو آقا گرفته است

 

شاعر: هادي ملك­پور

چرا نماز را بايد به زبان عربي خواند؟!

ارديبهشت سال گذشته به مناسبتي هفته‌اي را در ديار اصفهان گذراندم. هفته‌اي فراموش نشدني و توفيقاتي كه زمانه ممكن است در طول و عرض عمرم كمتر اينگونه مرا نوازش دهد. پس از سال‌ها توفيق زيارت مزار بزرگاني چون ميرزا جهانگير خان قشقايي، حاج آقا رحيم ارباب، آيت الله اشرفي اصفهاني،آقا سيد محمدرضا خراساني و... به يكباره برايم مهيا شد و شوق دل آن‌چنان بود كه در وصف نگنجد و بر قلم نيايد. پس از اندي خاطره‌اي از يكي از شاگردان آيت الله حاج آقا رحيم ارباب خواندم كه دوباره و در اوج دلتنگي‌هاي بعد از وقت اضافه‌ام، مرا با خود به آن زمان نه چندان بعيد برد. ذكر آن نيز خالي از لطف نخواهد بود....

ادامه نوشته

شد در ميان عالم اسلام انقلاب...

چگونه مویه نکنم در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وا می‏دارد؟! چگونه به این اشک‏های ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است؟!

شهادت شيخ‌الائمة و فقيه آل محمد(عليهم السلام) حضرت امام جعفر صادق عليه‌ آلاف ‌التحية ‌و الثناء تسليت باد.

 امام صادق عليه السلام:

در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی‌برد!

1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران آیه 171) پناه نمی‌برد؟! در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچ‌گونه بدی به آنان نرسید.»

2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظّالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد؟! زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین‌گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوّض امری الی الله، انّ الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد؟! زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)

4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوة الا بالله» پناه نمی‌برد؟! زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

ايمان، فقر و توانگري

چندی پیش حدیث بسیار زیبایی از باب الحوائج حضرت امام موسی کاظم علیه الاف التحیة والثناء دیدم که بسیار توجهم را به خود جلب کرد. اين حديث جملاتي كوتاه و مفاهيمي بسيار عميق و بلند دارد كه اطاله كلام حقير چون نور شمعي در مقابل خورشيد فروزان خواهد بود. واما فرمايش آن بزرگوار...؛

حضرت باب الحوائج موسي بن جعفر سلام الله عليه مي‌فرمايند:

مَن وَلَهَهُ الْفقر أبْطَرَهُ الْغَن

آن كس كه نداري حيرانش كند، توانگري سرمستش مي‌سازد.

(بحار الانوار – جلد 74 – ص 198)

....

....

....

(از آنجا که فرموده‌اند كَلَّم النّاس علي قدر عُقولهم، عاقلان را اشارتي كافيست...!)

 

صلوات فاطميه

الّلهم صلِّ على الصِّديقة فاطمة حبيبةَ حبيبك ونبيّك و اُم أحبائك و أصفيائك ألّتي انتجبتها وفضّلتها واخترتها على نساء العالمين، أللهم كن الطّالب لها ممن ظلمها و أستخفّ بحقّها و كُن الثّائِرَ الّلهم بدم أولادها أللهم و كما جعلتها اُمّ أئِمة الهدى وحليلة صاحب اللّواء و الكريمة عند الملأِ الأعلى فصلّ عليها و على اُمّها صلاة تُكرِمُ بها وجه أبيها محمد صلى الله عليه وآله وتقرُّ بها أعيُنَ ذُرّيتها و أبلِغْهُم عنّي في هذه السّاعة أفضل التّحيّة والسّلام.

 

بار خدايا! صلوات خود را بر آن زن راستگو، فاطمه زهرا(عليها السلام)، دوستدارترين دوستت و پيامبرت، و مادر دوستانت و برگزيدگانت، همانگونه كه او را برگزيدي و فضيلت بخشيدي بر زنان عالم، نثار كن.

بار خدايا! تو خود از كساني كه در حق او ظلم روا داشته‌اند و حق او را خوار و ذليل كرده و مقامش را تنزل داده‌اند، انتقام گيرنده باش و به حق خون [به نا حق ريخته شده] فرزندان او خودت خونخواه او باش.

بار خدايا! همانگونه كه او را مادر ائمه معصومين(عليهم السلام) و همسر صاحب پرچم (حضرت علي عليه السلام) و گرامي داشته شده در آسمان‌ها قرار دادي، صلوات خودت را نثار او كن و بر مادرش صلوات فرست، صلواتي كه با آن مقام پدرش محمد مصطفي صلي الله عليه وآله گرامي داشته شود، و چشم فرزندانش با آن روشن گردد، و از جانب من نيز در اين ساعت برترين تحيات و سلام‌ها را بر ايشان ابلاغ كن.

(در محضر يكي از بزرگان بودم كه اين صلوات منتسب به امام كاظم عليه السلام را نقل فرمودند و در ادامه روايت گفتند كه اگر كسي گره كوري در امورش باشد، خداوند به بركت اين صلوات خواسته‌اش را اجابت مي‌نمايد.)