چرا نماز را بايد به زبان عربي خواند؟!
در ماهنامه پرسمان، سال اول، ش 40،آذر 1380، ص 6و7 خاطرهاي از آقای محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی در رابطه با راز عربی بودن نماز بدين صورت نقل گرديده است كه:
سال یكهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عدهای از جوانان پرشور آن روزگار، پس از تبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟!!
و چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟! عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به زبان فارسی بخوانیم و همین كار را هم كردیم.
والدین ما كمكم از این موضوع آگاهی یافتند و به فكر چاره افتادند، آنها پس از تبادل نظر با یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یكی از روحانیان آن زمان بردند.... آن روحانی وقتی فهمید ما نماز را به زبان فارسی میخوانیم، به شیوهای اهانتآمیز نجس و كافرمان خواند.
این عمل او ما را در كارمان راسختر و مصممتر ساخت. عاقبت یكی از پدران، دیگر والدین را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت. آنها نزد حاج آقا رحیم ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، و ايشان مقرر كردند تا در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .
درروز موعود ما راكه تقریباً پانزده نفربودیم، به محضرمبارك ایشان بردند. درهمان لحظه اول، چهره نورانی وخندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم.
ايشان در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما كه به فارسی نماز نمیخوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آنها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یكی یكی خودتان را معرفی كنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشتهای درس میخوانید، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسشهای علمی مطرح كرد و از درسهایی مانند جبر و مثلثات و فیزیك و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید كه پاسخ اغلب آنها از توان ما بیرون بود. هركس از عهده پاسخ برنمیآمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش روبرو میشد.
.jpg)
پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدین شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسی میخوانید، آنها نمیدانند من كسانی را میشناسم كه - نعوذبالله - اصلاً نماز نمیخوانند، شما جوانان پاك اعتقادی هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی میخواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشكلاتی پیش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانیام جامه عمل پوشانیدهاید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشكل من ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كردهاید، اكنون یكی از شما كه از دیگران مسلطتر است، بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه كرده است.
یكی از ما به عادت دانش آموزان دستش را بالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یك نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمیآمدم!
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید «بسم الله» را چگونه ترجمه كردید؟
آن جوان طبق عادت جاری گفت: به نام خداوند بخشنده مهربان.
حضرت ارباب لبخند زد و فرمود:
گمان نكنم ترجمه درست «بسم الله» چنین باشد. درمورد«بسم» ترجمه«به نام»عیبی ندارد، اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم عَلَم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمیتوان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسی «حسن» باشد، نمیتوان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگربه آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمیآید.
كلمه «الله» اسم خاصی است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق میكنند. نمیتوان «الله» را ترجمه كرد، باید همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كردهاید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی كامل نیست؛ زیرا «رحمن» یكی از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگی او را میرساند و این شمول دركلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای كه در این دنیا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم میكند و همه را در كنف لطف و بخشندگی خود قرار میدهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا میفرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد كمال ترجمه نیست.
خوب، «رحیم» را چطور ترجمه كردهاید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود - چون نام وی رحیم بود- بدم نمیآمد «مهربان» ترجمه كنید؛ امّا چون رحیم كلمهای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه كرده بودید، راهی به دهی میبرد؛ زیرا رحیم یعنی خدای كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو میكند، پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آوردهاید، بد نیست؛ ولی كامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیدهتر میشود. امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نمازخواندن فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش ازنخواندن نماز بهطور كلی بهتر است.
در اینجا، همگی شرمنده و منفعل و شكست خورده از وی عذر خواهی كردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربی، نمازهای گذشته را اعاده كنیم.
ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هرطور دلتان میخواهد بخوانید. من فقط مشكلات این كار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و از كار خود اظهار پشیمانی كردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مباركش را بوسیدیم و در حالی كه ما را بدرقه میكرد، خداحافظی كردیم. بعد نمازها را اعاده كردیم و از كار جاهلانه خود دست برداشتیم.
در پايان شرح مختصري از زندگاني آن بزرگوار را به بهانه تبرك اين صفحات مجازي ميآورم تا باشد كه مقبول افتد؛ انشاءالله...!
ولادت و تحصیلات
حاج آقا رحيم ارباب در سال 1297 هجري قمري در روستاي « چرمهين» اصفهان به دنيا آمد. ايشان در اصفهان نزد علماي بزرگي چون حاج ميرزا بديع درب امامي، سيد محمد باقر درچهاي، آقا سيد ابوالقاسم دهکردي، حکيم جهانگيرخان قشقايي و آخوند کاشي، کسب علم نموده و به مقام اجتهاد رسيد. مراتب سير و سلوک را نزد جهانگيرخان و آخوند کاشي فرا گرفت او شاگرد خاص آخوند کاشي بود و مدت 20 سال متوالي در خدمت وي بود. وي انواع علوم را از محضر او آموخت. ارادت وي به استادش چنان بود که بعد از فوت استاد، هر هفته به زيارت قبر وي مي رفت و هنگام فوت نيز وصيت نمود در مجاورت استادش دفن شود.
تدريس
حوزه درسش نيز مجمع فضلا و دانشمندان روزگار بود. شاگردان بسياري را تربيت نمود. از جمله شاگردان او ميتوان به: استاد جلال الدين همايي، سيد مصطفي بهشتي نژاد، ملا هاشم جنتي، شيخ محمد باقر صديقين و بسياري از بزرگان ديگر اشاره نمود. وي در فقه بسيار خوش سليقه و داراي استقلال فکري بود. در رياضيات، هيئت و نجوم به تصديق اهل فن، استاد مسلم بود. بسياري از خطبههاي نهج البلاغه را از حفظ داشت و اشعار ابن ابي الحديد را در مناقب امير المؤمنين علي عليهالسلام مکرر ميخواند و وي را ميستود.
ارادات به اميرالمومنين علي عليهالسلام
اعتقاد و علاقة آيت الله ارباب نسبت به اميرالمؤمنين عليهالسلام به حدي بود که اين عشق و ارادت با گوشت و خون او آميخته شده بود. و بسياري مواقع احاديثي را از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله که در فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام فرموده بودند ميخواندند.
وجوب عيني نماز جمعه
يکي از نظريات فقهي حاج آقا رحيم ارباب وجوب عيني نماز جمعه بود. شهيد مطهري ميگويد: « روزي در اصفهان به خدمت ايشان رسيدم و موضوع نماز جمعه به ميان آمد، ايشان ميگفتند: نميدانم شيعه چه وقت ميخواهد عار ترک نماز جمعه را از خود بردارد و جلوي شماتت ساير فرق اسلامي را که ما را به عنوان تارک نماز جمعه ملامت ميکنند، بگيرد». در خطبههاي نماز جمعه نيز به بيان فضايل و مناقب حضرت علي عليهالسلام ميپرداختند. ايشان آنقدر علاقه به حضرت صديقة طاهره فاطمه زهرا سلامالله عليها داشتند که هميشه در نمازهايشان سورة کوثر را قرائت ميفرمودند و ميگفتند من نميتوانم اين سوره را در نماز نخوانم. چون اين سوره متعلق به وجود مقدس حضرت زهرا سلامالله عليها است. حاج آقا رحيم ارباب دو سه سال آخر عمر نابينا شد. وقتي از ايشان پرسيدند: پس از اين همه عمر آيا ادعايي هم داريد يا نه ؟ ايشان فرمودند: در مسائل علمي هيچ ادعايي ندارم، اما در مسائل شخصي خود دو ادعا دارم: يکي آنکه به عمرم غيبت نگفتم و غيبت نشنيدم و دوم آنکه در طول عمر چشمم به نامحرم نيفتاد.
در احوال شخصي ايشان نقل است که فرموده بود: برادرم با همسرش چهل سال در منزل ما بودند و در اين چهل سال يک بار هم همسر برادرم را نديدم.
ايشان تا پايان عمر به پيروي از استاد خود جهانگيرخان از گذاشتن عمامه پرهيز کردند و خود را شايستة اين مقام نميدانستند. و حال آنکه اگر کسي با ايشان محشور بود، لياقت ايشان را از همه بيشتر ميديد. حاج آقا رحيم رمز يک قرن زندگي خود را اينگونه بيان کردند:« من هيچ وقت بد خواه کسي نبودم».
آقا رحيم از مسائل سياسي زمان خود نيز غافل نبود. و در زمان استقلال الجزاير فتوايي جهت کمک به مسلمانان و ملت الجزاير صادر کرده بودند.
وفات
ايشان در 18 ذي الحجه 1396 هجري قمري در روز عيد غدير دار فاني را وداع گفتند. شاگردش استاد همايي در تاريخ فوتش سرود: « جان علم از تن جهان رفته».
حكیم فرزانه، فقیه بزرگوار و معلم اخلاق حضرت آیت الله العظمى حاج آقا رحیم ارباب علاوه بر دانش سرشار و استادى مسلم در تمام علوم اسلامى متداول از جمله حكمت، ادبیات، تفسیر، كلام، هیئت، ریاضى و فقه و اصول، فردى عارف، پركار، مؤدب، متواضع و در مجموع الگو و نمونهاى از یك انسان كامل بوده، همواره رفتار و برخوردهاى ایشان با مردم زبانزد خاص و عام است.