براي آناني كه حبّ علي(عليهالسلام) حقيقت زندگيشان است...

زمانه بر سر جنگ است يا علي مددي مدد ز غير تو ننگ است يا علي مددي
آه سرد من و فضاي غمآلود اين روزها و تظلم شيعيان، خامه ذهن را سنگين كرده و مرا ياراي نوشتن نيست! اما مينويسم تا تاريخ گواه باشد كه سكوت نكردهام! مينويسم تا فرياد مظلوميت شيعيان در گوش تاريخ تكرار شود! مينويسم تا كوتاهي نكرده باشم! و مينويسم تا بگويم هنوز نواي «فساعدتها عيناه» آقايمان پاسخ دارد....
تا روزگار به ياد دارد، آتش جهل ابلهان دين و دنيا فروش خرمن علويان را آتش زده و تندباد كژانديشيهايشان دامنه اين آتش را گسترانيده است. و دنيا از روي دنائتش، به اهلبيت(عليهم السلام) و محبّان ايشان پشت كرده و خوشيهاي روزگار از ايشان رويگردان بوده است....
خدايا! سرّ اين غربت چيست كه صدها سال است ارثيه تشيع شده و از قبل سقيفه تا كنون زنجيري بر پاي دوستداران علي بن ابيطالب(عليهالسلام)بوده است؟! آتش كينهتوزي و ظلمهاي مكرر نابكاران از خدا بيخبر، ايشان را آزرده و كعب نافهميها و تركه جهالتهاي متعصبان متكبر طاقتشان را طاق كرده است. خدايا! تكرار تاريخ و زجر اين غم طاقتفرسا تا به كي؟! روزي پاراچنار، روزي بحرين، روزي عربستان، روزي جنوب لبنان و ... امروز هم گلگیت و چلاس پاكستان! شمشير نسلكشي استكبار ديگر بار از آستين ظلم به در آمده و با سوء استفاده از جهالتها و تندرويها به خون هزاران شيعه مظلوم آلوده شده است و گويا ظلم نافيان حقيقت بر اين قوم تمامي ندارد!
اين غربت هزار ساله علي(عليهالسلام) است كه در پس ابرهاي غفلت پنهان مانده و مكر معاويه زمان(لعنةالله عليهم) است كه لشكر خشكمغزان را به حربي ناعادلانه و كاملاً يك سويه كشانده است. انسانيت و خرد زير در دست و پاي آنان له شده است و جهالت، تعصب، كينهتوزي و حماقت را به هم آميختهاند تا اين ملغمه ظالمانه را به زور و به ناحق در كام شيعيان ريزند. فشارهاي سياسي را چاشنياش ساختهاند و در ديگ تفرقه جوشانيدهاند... و با تكيه بر ناآگاهيهاي قومي عقبمانده، سعي بر اين دارند تا روح حقخواهي و حقطلبي را با نسلكشي شيعه از بين ببرند، ولي نميدانند كه عهد تمّارها و حُجرها همچنان پابرجاست و خاك تفتيده ربذه غباري از مرقد ابوذر را در ميان اين قوم گسترانيده است....

سالهاست كه شيعه آوارگي را از شير مادرش مكيده و اسارت و زجر و مظلوميت را از پدرش به ارث بردهاست....
سالهاست كه طعم اضطرار با گوشت و پوست و استخوان شيعه عجين است....
سالهاست كه مظلوميت صفحه اول كتاب تشيع است...
و سالهاست كه انتظار با عمق نگاههاي شيعه در هم آميخته است...!
كاش ميفهميدم كه چرا اين سياره رنج و عجوزه هزار داماد بهاي كابينش را در مخالفت و ظلم به خاندان پيامبر(عليهم صلوة الله) قرار داده و از محبان علي (عليهالسلام) رويگردان است!
اگر جرم ما سوگواري بر جسارتهايي است كه جهل زمانه بر سر علي(عليهالسلام) آورده است، اگر جرم ما فهم گوشه كوچكي از استخوان در گلو و خار در چشم علي(عليهالسلام) است، اگر جرم ما دانستن ناگفتههاي او با بشر و درددلهاي او با چاه است، اگر جرم ما فهم وصلههايي است كه از اين ارزق هزار رنگ پرارزشتر است، اگر جرم ما همراهي نكردن با ظلم و دشمني ما با سقيفه است و اگر جرم ما فهم گوشهاي از حقيقتي است كه علي(عليهالسلام) خوندلها خورد تا مردم زمانهاش آن را درك كنند، ... بگذاريد به اين جرمها افتخار كنيم! بگذاريد همگان را از جرممان آگاه كنيم، چرا كه يقين داريم جرم ما چيزي جز نافهمي و تعصب كوركورانهتان نيست! بگذاريد به جرمي افتخار كنيم كه وارث خون شهيد كربلا و عصاره دنيا و ماسوي، سالياني است به همين اتهام در پشت ابر غفلتها و در اميد رشد فكري جامعه بشري گرفتار آمده است! بگذاريد به جرمي افتخار كنيم كه هر جملهاش براي ما سندي از افتخار است و براي شما خزي و وزر و وبال!
دفاعيات اين دادگاه يكسويه شما را هم به صاحب و مولايمان عرضه خواهيم داشت، چرا كه يقين داريم او حاضر است و بر اعمال عالميان ناظر!!
گو به ما ظلم بيحساب كنند ما امير محاسبي داريم!
خلق ظلم ميكند توبيا تا بدانند صاحبي داريم!
آي اي لشكريان رجزخوان قوم جهالت! پنبه فراموشي و غفلت را از گوش جانتان به درآريد و بدانيد كه ما ذوالفقار در نيامايم و با تمام اعتقاد فرياد برميآوريم كه خون ما تشنه جاري شدن در راه علي و اولاد اوست(عليهم صلوة الله)! و از آنجا كه وعده الهي پابرجاست، منتظر خواهيم ماند تا انتقام درد نهفته دوشنبهاي دردناك را بازپس گيريم كه سالهاست زخم عميقاش عمق جانهايمان را آزرده است و كژفهمي روزگارِ علي(عليهالسلام) آن را در غربتي ژرف به امانت گذارده است!
ما را از مرگ چه هراس كه شاگردي مكتب عاشورا افتخار ماست! ما را از مرگ چه هراس كه شهادت را جز سعادت و رستگاري نميدانيم! ما را از مرگ چه هراس كه مركّب درس مكتب ما، با خون عمارها ممزوج بوده است...! اگر در مقابل گستاخيها و تركتازيتان سكوت كردهايم، مشق مكتب عشق ميكنيم! وگرنه تاريخ خوب گواهي است كه پيروان خاندان عصمت پيامبر(صلوة الله عليه و آله) نه عافيتطلب بودهاند و نه بزدل! و به گوش باشيد، چرا كه سكوت ما را تا رسيدن به مقصود راهي نيست! چرا كه ظهور يار نزديك است.... انشاءالله!
لينك اين مطلب در سايت سائلينالزهراء (سلامالله عليها)