قلم را ياراي حركت نيست و زبان را ياراي تكلم! مصيبتي عظيم و جنايتي رقت بار كه سبوعيت قومي بي ريشه و تمدن را براي دنيا به اثبات رسانده و قلوب مسلمين جهان را جريحه دار نموده است. حركتي كه هم از ادب به دور بود، هم از انسانيت، هم از آزادگي، هم از هميت و هم از شعارهايي مثل: تمدن، آزادي انديشه، آزادي اقوام، حقوق بشر، احترام به اديان الهي و ...!   

مي دانيم كه اين نابخردان ظلم پيشه از شدت كينه اي كه نسبت به مسلمانان دارند سرانگشت خشم به دندان گزيده اند و از شدت عصبانيت به خود مي پيچند، اما... چگونه در پيشگاه الهي و در محضر حق تعالي شرمنده صاحبان قرآن نباشيم كه ما نيز در اين واقعه مقصريم!

 اي رسول خدا! گناه ما را بر ما ببخش كه امانت جاودان تو را نيكو حفظ نكرديم! گناه ما را بر ما ببخش كه قرآن را گرامي نداشتيم، كه اگر چنين كرده بوديم، چنين روزهايي را شاهد نبوديم!

اي رسول خدا! از تو عذر خواهي مي كنيم از ظلمي كه ما به قرآن نموديم و احكام و پيام هاي اخلاقي آن را با سرپيچي از فرامين الهي به كنج عزلت كشانديم! فكر مي كرديم كه حفظ قرآن، چپ و راست خواندش، تلاوتش به شماره صفحه و آيه و ...، تلاوت زيبايش، در جمع خواندنش و صوت زيبا به رخ كشيدن ها قدر او دانستن است! به خيالمان آمد كه اگر آن را به خط خوش بنگاريم يا آن را كوچك و بزرگ بنويسيم، بر دانه برنجي نوشته شود يا بر روي پوست آهوان، با مركب نگاشته شود يا زر قدر آن نزد ما گرامي داشته شده است! ...

سال هاست كه قرآن زينت طاقچه اتاق ها و سفره هاي عقد و همنشين سبزه هفت سين است. سال هاست كه معارف آن در سينه صفحاتش در انتظار محرمي است كه عقده دل بگشايد و او را به همنشيني كلام حق بخواند.

وا اسفا! كه اگر به آن عمل كرده بوديم، «يتّبعون احسنه» آن را به كار بسته بوديم، «اشدّاءُ علي الكفّار رحماءُ بينهم» آن را از ما ديده بودند، «واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»ي تو را مي فهميدند و اگر «إذا مرّوا باللغو مرّوا كراما»ي تو را از ما مي ديدند و... اگر هزاران نكته تو را از سر خضوع مي فهميدند و در برابر قبول و فهم آن تكبر نمي كردند، هيچگاه به تو اهانت نمي شد!

اي رسول خدا! اين خاك نخوت و كبر و غرور ماست كه بر مصحف شريف سنگيني مي كند و غبار فراموشي ماست كه قرآن را مجبور كرده با تنهايي اش بسازد. از اين همه بي مهري از تو شرمساريم و در پيشگاه شما سرافكنده! اما اين همه از غفلت است و ناداني نه از دشمني و كينه و عداوت!

اي رحمه للعالمين! اين عظيم را بر ما ببخش و در رهگذار عنايات خويش دستي از عطوفت بر سر ما بكش و در دعاي خويش بخواه تا ما در زمره قومي نباشيم كه خداوند بر قلوب و گوش ها و چشمانشان مُهري نهاد كه شِكوِه گر بي مهريشان باشد و هيچ از باده معرفت به آنها ننوشاند!

اين واقعه را به محضر شما و جميع اهل بيت عصمت و طهارت صلوات الله عليهم اجمعين  كه مصداق واقعي و حقيقت قرآن هستيد، تسليت و تعزيت عرض مي نماييم و در اين غم عظمي انزجار خود را از عاملان اين جسارت اعلام مي داريم.

خداوندا! در فضيلت هاي بي پايان رمضان به تو شكوه برديم كه «اَللّهُمَّ اِنّا نَشْكوُ اِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنا و غَیْبَةَ وَلِیِّنا» و از كثرت عدوان و كم جمعيتي ياران و فتنه دوران ها گلايه كرديم؛ الها! خوب مي دانيم كه اين همه فتنه نشانه هاي سخت و آزمايش هاي عظيمي است كه بشارت از آمدن صاحبمان دارد.... كه اين كلامِ بزرگتر از دهانِ حقير نه عرض حال خود است كه در كلام مقربان درگاهت اين چنين اشاره شده است.

مي دانيم و خوب مي دانيم كه براي دولت بهترينت همه را به محك عشق مي آزمايي تا سره و نا سره رنگ خويش بنمايند و خويشتن شان را هويدا كنند، اما تو را به همان بهترين مي خوانيم و مي خواهيم كه در اين فتن موفقمان بداري و سربلندمان سازي، اي تواناي بخشاينده!

بار الها! از تو مي خواهيم كه در اين گذار عظيم زلال كلامت را در دل و جانمان جاري سازي و ما را با او مأنوس و قرين، تا او پناه و ملجأ ما شود و ما در درع حصينه خويش مأوا دهد.